بازنشر, , گوگل پلاس, پینترست,

پرینت

ارسال شده در:

آنچه داعش از کارتل‌ها یاد گرفت

نوشته‌ای از دان وینسلو نویسنده رمان کارتل

حضور در رسانه های اجتماعی، گردن زدن، خشک‌اندیشی و وعده‌های توخالی؛ داعش را می‌توان با کارتل‌های سرکش مکزیکی مقایسه کرد و حتی می‌توان گفت داعش یک کپی از این کارتل‌هاست.

یک مرد که صورتش را پوشانده است در مقابل دوربین فیلمبرداری ظاهر می‌شود و فرد دست بسته‌ای را گردن می‌زند و فردی را که در قفس حبس کرده‌اند را آتش می‌زنند، این تصاویر مشمئز کننده بر روی تمامی رسانه‌های اجتماعی قرار داده می‌شود.

داعش با کمک تکنولوژی و با گستاخی تمام این صحنه‌های وحشتناک را در اختیار عموم قرار می‌دهد.

اما این مساله‌ای جدید و از ابداعات داعش نیست، مربوط به مکزیکی‌ها می‌شود.

دولت اسلامی عراق و شام در حال اجرای سناریوی از پیش تعیین شده کارتل‌های مواد مخدر مکزیکی هستند. این کارتل‌ها بودند که برای اولین بار فیلم سربریدن و آدم‌سوزی را در رسانه های اجتماعی منتشر کردند و از آن به عنوان یک ابزار ترور و تبلیغات استفاده کردند.

کلمه “تروریسم” ما را از مفهوم ریشه‌ای کلمه “ترور” دور کرده است.

هدف این است که با تهدید و ارعاب مردم را وادار به تسلیم کنند.

هدف خود عمل نیست، بلکه عکس العمل است.

اگر مردم در مورد اقدام تروریستی چیزی نشنوند و یا بهتر از آن چیزی نبینند، بی فایده خواهد بود.

اعمال تروریستی انجام می‌شوند تا مخابره شوند.

دوران مدرن از “مخابره تروریستی” با کارتل آغاز شده است.

در ماه مه سال ۲۰۰۵، رئیس کارتل بلتران-لیوآ از شاخه کارتل سینالوآ، چهار قاتل حرفه‌ای را که برای کشتن او فرستاده شده بودند را دستگیر کرد. او آنها را پس از بازجویی و گرفتن اعتراف در برابر دوربین، آنها را به با شلیک گلوله به سرشان کشت و سپس فیلم ضبط شده را برای شبکه تلویزیونی محلی فرستاد. در این فیلم رئیس کارتل به همسر و دختر کوچک یکی از قاتلان اجیرشده که با آنها دستگیر شده بودند، مقداری پول و یک بلیط اتوبوس برای برگشتن به خانه داد و سپس در نامه ای به سردبیر تلویزیون نوشت که بر خلاف مردان کشته شده در این ویدئو، آنها به زنان و کودکان آسیب نرساندند.

ایستگاه‌های تلویزیونی این نوار را به علت وضعیت اسف‌بار آن پخش نکردند، اما این فیلم به زودی به صورت ویروسی در اینترنت پخش شد. افرادی که فیلم را می‌دیدند در باره رئیس کارتلی صحبت می‌کردند که در اوج قدرت و ثروت “احساساتی” است. بلی! تا هشت سال بعد هیچ تلاشی برای کشتن او انجام نشد.

این درس ابلاغ شد.

و داعش به طور کامل درس کارتل‌ها را فرا گرفت: پیروزی در جنگ زمینی، به خوبی پیروزی در جنگ رسانه‌ای نیست.

کارتل‌ها کشف کردند که اینترنت ابزار بسیار مناسبی است.

این شبکه هیچ سانسوری ندارد. نه قوانین رسانه‌ای و نه دولت می‌تواند آن را کنترل کند. ارتباطات دموکراتیزه -که برخی آن آنارشیزه می‌خوانند- به هر کسی اجازه انتشار هر چیزی را می‌دهد؛ فرقی نمی‌کند چقدر نفرت انگیز باشد و یا برای چه هدفی.

کارتل‌ها -در ۱۰ سال مبارزه خونین در برابر یکدیگر و دولت مکزیک- جنگ رسانه‌ای (با تمرکز بر رسانه‌های اینترنتی) به راه انداختند. در حالی که جنایتکاران سعی می‌کنند جنایات خود را پنهان کنند، کارتل ها آنها را بر روی رسانه های اجتماعی ثبت کردند.

تصاویر سربریدن، زنده سوزاندن، اعدام و شکنجه واقعا وحشتناک است. کارتل‌ها مانند این روزهای داعش، برای به دست گرفتن و کنترل قلمرو خود نیاز به ترساندن مردم محلی داشتند. این فیلم‌های وحشتناک یک راه برای نشان دادن قدرت است و اعلام این موضوع که: “ببینید ما می‌توانیم چنین کارهایی بکنیم. ببنید ما می‌خواهیم چه کار کنیم؟ این می‌تواند برای شما هم اتفاق بیافتد.”

فیلم‌های داعش، نمایانگر گستاخی و ظاهرسازی آنها است.

کارتل ها و بعد ها داعش، هر دو در فیلم های خود، سعی در توجیه اعمال غیرانسانی خودهستند تا با خونسردی به قتل و تبلیغات خود ادامه دهند. داعش در فیلم‌هایش از کارتل گامی فراتر نهاده است و جلوه‌های تصویری و موسیقی به فیلم‌هایش اضافه کرده است.

کارتل‌ها و گروه‌های تکفیری، هر دو برنامه نویسان کامپیوتری حرفه ای و جادوگران رسانه های اجتماعی را به کارگرفته‌اند. کارتل گاهی اوقات آنها را به طور مستقیم از محیط‌های دانشگاهی می‌رباید.

اما مسأله فراتر از ارعاب است.

رسانه های اجتماعی همچنین ابزاری برای استخدام زنان و مردان جوان برای پیوستن به نیروهای مسلح کارتل شد. فیلم‌های خشونت آمیز خود ابزاری برای استخدام شدند، اما به معنای واقعی کلمه کارتل در توییت‌های خود وعده حقوق بالا، پاداش، غذا و شرایط زندگی خوب را می‌دهد.

نیاز و جاذبه: دو علت اساسی موفقیت در استخدام کارتل‌ها بوده است.

پیش‌تر جوانان محله‌های تحت کنترل کارتل، برای زنده ماندن، هیچ چاره‌ای جز پیوستن به آنها نداشتند. آنها به معنای واقعی کلمه باید یا مرگ را انتخاب می‌کردند و یا پیوستن به یکی از طرفین دعوای کارتل. و آنها سعی می‌کردند قوی‌ترین گروه را انتخاب کنند. در این راه دیدن فیلم‌ها می‌توانست کمک کند: “شما می‌خواهید با یک تیغه کشته شوید یا با یک اره برقی؟”

اینکه چرا گروه‌ها می‌خواهد با تصاویر وحشتناک افراد را به سمت خود جذب کنند، واقعا پیچیده است. ما می‌بینیم که مردان و زنان جوان بسیاری زیر پرچم داعش رفته‌اند و در رسانه‌های اجتماعی آنها به کار گرفته شده‌اند. در مورد مشابه، کارتل مکزیکی با جذب جوانان بدون قدرت توانست قدرت و انسجام بگیرد. برای یک فرد بدون قدرت، کمتر چیزی می‌توان یافت که اغوا کننده تر از قدرت باشد. اسلحه به آنها داده می‌شود (قدرت)، پول (قدرت) و ارتباط با قدرتی بزرگتر از خود.

باز هم، داعش این درس را یاد گرفت. آنها اسلحه، حقوق، شغل برای مردم محلی، برادری، و پاداش نهایی بهشت ارائه را ارائه کردند. در حالی که استخدام در کارتل اساسا تنها با پول و قدرت همراه بود و نه ایدئولوژی. شاید تنها در گروه La Familia Michoacana و جانشین آن Knights Templar دین در هسته است.

کارتل‌های مکزیکی نیز پیشگام تجلیل از مرگ جوانان بودند. از ضرب‌المثل‌های رایجی که برای استخدام جوانان به کار برده می‌شد می‌توان به “پنج سال پادشاهی بهتر از سی و پنج سال قاطری است.” اشاره کرد. دولت اسلامی و دیگر گروه‌های جهادی مردان جوان خود را تشویق می‌کنند تا هرچه زودتر به بهشت دست یابند.

بنابراین نیاز یا جاذبه، در جریان استخدام کارتل‌ها، اکنون توسط داعش به کارگرفته شده است.

داعش درس‌های دیگری را هم از کارتل یاد گرفته است.

یکی دیگر از هدف تروریسم تحریک دشمن -معمولا بزرگترین قدرت اقتصادی و نظامی- است تا با واکنشی نامتناسب باعث منحرف ساختن مردم بومی شود.کارتل‌ها دولت مکزیک را برانگیختند تا به جای پلیس، ارتش را اعزام کند. سربازان خانه ها را نابود کردند، روستاها را سوزاندند و افراد مظنون که اغلب بی گناه بودند را شکنجه کردند. اینگونه آنها جمعیتی که بی طرف یا خودی بودند را به دشمن تبدیل کردند. کارتل‌ها به ساختن درمانگاه ها، کلیساها و زمین های بازی پرداختند، برای کودکان جشنواره ترتیب دادند و برای جشن روز مادر برای زنان ماشین لباسشویی و یخچال فریزر هدیه دادند.

تاکتیک دو دست، تهدید و بخشش که توسط گروه داعش و دیگر گروه های جهادی استفاده شد، به همراه حملات موشکی آمریکا وباعث شد تا نفرات جدیدی به داعش بپیوندند.

متاسفانه داعش مدل سازی دیگری از تاکتیک کارتل است.

آنها بیرحمانه “دیگران” را نابود می‌کنند.

با گسترش جنگ مواد مخدر، کارتل‌ها به یک شهر یا محله دیگری می‌رفتند و به سادگی هر کسی که از “آنها” نباشد را می‌کشتند؛ دشمنان واقعی و یا حتی مشکوک. اگر آنها حتی احتمال می‌دادند که مردم طرف گروه دیگری هستند، آنها را به قتل می‌رساندند. آنها به مراکز بازتوانی مواد مخدر، جشن تولد نوجوان و بیمارستان‌ها حمله کردند. گروه زتاس تمام مردان اتوبوسی از مهاجران را در بزرگراه ۱ (بزرگراه مرگ) را تنها به این دلیل که احتمال دادند از گروه حریف گلف باشند را کشتند. زنان و کودکان نیز یا کشته شدند و یا مورد تجاوز قرار گرفته، و سپس آنها را به عنوان روسپی و یا کارگر اجباری به کار گرفتند.

داعش نیز به نوبه خود، همچنین “مسیحیان”، “شیعیان”، “مرتدان”، “کافران” و یا هر کس دیگری را که احتمال می‌داد با دشمن همکاری کند و یا قدرت خود را به چالش بکشد را اعدام کرد. همچنین داعش و گروه‌های جهادی دیگر، زنان را به عنوان برده به فروش رساندند و یا آنان را به ازدواج‌های ناخواسته مجبور کردند.

این راهکار داعش است: رسانه های اجتماعی به عنوان ابزاری برای ارعاب، استخدام، و تحریک. قتل عام به عنوان یک سیستم کنترل که ما در حال حاضر با وحشت و نفرت آن را تماشا می‌کنیم.

اما، در واقع، ما سال‌هاست که آن را می‌بینیم.

تنها مرزها تغییر کرده است

داعش آن را از کارتل‌ها آموخته است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *